تبلیغات
❤ღ❤ مــداد رنـگــی ღ❤ღ

❤ღ❤ مــداد رنـگــی ღ❤ღ

اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی...

عجیب است، برادلی! عجیب....

_ بنظرت عجیب نیست؟!


+چی؟


_کتاب خانه! آن همه کتاب و این که همه شان کاملا با هم فرق دارند،مگه نه؟!


کارلا که با نی، آب میوه برادلی را می نوشید سرش را تکان داد.


_هر وقت توی کتابخانه هستم، همه اش به این موضوع فکر می کنم.


کتاب ها کاملا با هم فرق دارند، در حالی که کلمات شان تقریبا یکی ست، فقط ترتیب قرار گرفتن شان فرق دارد.

+تو....

برادلی ادامه می داد : فقط بیست و شش تا حرف! تنها کاری که می کنند این است که همین


حرف ها را جا به جا می کنند و بعد یک عالمه چیز های جور واجور می نویسند!

+تو....

برادلی گفت : فک کنم بعد از مدتی، بالاخره جا به جا کردن حرف ها ته بکشد.

 

_کتابِ ته کلاس،ردیف آخر،صندلی آخر/ نویسنده : لویس سَکِر_

 

(+ کارلا و _ برادلی)



دزدیده شده:       http://korokodiledaroneman.blogfa.com /



"
[ پنجشنبه 20 آذر 1393 ] [ ساعت 12 و 17 دقیقه و 14 ثانیه ] [ Fel Fel ] [ نظرات () ]