تبلیغات
❤ღ❤ مــداد رنـگــی ღ❤ღ

❤ღ❤ مــداد رنـگــی ღ❤ღ

اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی...

724




با اینکه خیلی بش وابسته نبودم اما دستام میلرزید وقتی داشتن خاک میریختن روش

گریه میکردم، خیلی زیاد...

اولین بار بود ک یه مراسم اینجوری اتفاق میوفتادو من اینقد بزرگ بودم ک بفهمم تحملش برا نزدیکاش چقدسخته؛

آخریش بابابزرگم بود 1 دی 82 کلاس اول ابتدایی بودم...



یه جورایی انگار از عاقبت خودم ترسیدم...

مدام فکر میکنم الان داره چ کار میکنه... اونوقته ک ترس برم میداره

تصویرای 12 سال قبل تو ذهنم میچرخه.. تازه و شفاف... و امروز عینا تکرار شد...



امروز اولین بار بود ک هق هق بابامو دیدم

امشب اولین شبیه ک تو خونه صدای تلویزیون نیس...

امشب اولین شب قبره،....        آرزوش بود شب جمعه دفنش کنن... بش رسید!



+یه فاتحه بخونین لدفن...





"
[ پنجشنبه 9 مهر 1394 ] [ ساعت 23 و 19 دقیقه و 44 ثانیه ] [ Fel Fel ] [ نظرات () ]